ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

كساني كه Online هستند
در مجموع 1 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 1 مهمان

هيچ كدام

[ مُعاينة اللائحة بأكملها ]


بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 79 و در تاريخ الخميس ديسمبر 20, 2012 2:08 am بوده است.
المواضيع الأخيرة
» امتحانات دانش آموزان در سایر روزهای هفته برگزار شود
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:54 pm من طرف بهروز ستاری

» نتوانستیم برای اشتغال زندانیان برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:53 pm من طرف بهروز ستاری

» مجمع کشورهای صادرکننده گاز در محل اجلاس سران
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:51 pm من طرف بهروز ستاری

» مجال دادن به مردم در فعالیت های صحیح اسلامی
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:42 pm من طرف بهروز ستاری

» بدهی نظام سلامت را پرداخت می کنیم
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:41 pm من طرف بهروز ستاری

» هزار میلیارد تومان از بدهی بیمه ها به نظام سلامت پرداخت شود
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:40 pm من طرف بهروز ستاری

» برگزاری انتخاباتی پرشور در اسفند
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:39 pm من طرف بهروز ستاری

» عرضه بيمه نامه عتبات عاليات اربعين
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:38 pm من طرف بهروز ستاری

» نرخ تورم مناطق شهری را در دوازده ماه
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:17 pm من طرف بهروز ستاری

» مسابقات هندبال قهرمانی آسیا و انتخابی المپیک
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:17 pm من طرف بهروز ستاری

» لایحه ایجاد منطقه آزاد تجاری – صنعتی سیستان
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:16 pm من طرف بهروز ستاری

» تسريع در صدور رواديد زائران اربعين
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:15 pm من طرف بهروز ستاری

» بیست و هفتمین رییس مجلس ترکیه
الإثنين نوفمبر 23, 2015 1:53 pm من طرف بهروز ستاری

کتاب سرخ - مجموعه سخنان حکيم ارد بزرگ

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
فرزانه شیدا - 946
 
ژاله گلستان - 676
 
حسین رخشان فر - 409
 
parisa - 369
 
behnam - 335
 
سعیده خردمند - 306
 
Hamid Alipour - 277
 
بهروز ستاری - 240
 
مهین صابری - 238
 
asal vahidi - 229
 


شعر آزاده از مشکوة توکل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

شعر آزاده از مشکوة توکل

پست من طرف meshkat في الجمعة يناير 22, 2010 1:39 am

صبح است و درون خانه ما

از پنج نفر یکی است بیدار

آری پدرم که مرد کار است

از صبح سپید تا شب تار



هر روز برای لقمه ای نان

قبل از همه می رود ز خانه

تا ناظر دست ما نباشد

دستان زیاد و سفره خالی

ای وای نگفته ام کی ام من

شرمنده

......

اسم من آزاده

موی من خرمایی

وای گفتم خرما

دهنم آب افتاد

سن من سن بلوغ

بچه اول مام و پدرم

خوا هری هم دارم

یک برادر دارم

می رود مدرسه کودکی ام

درس بابا نان داد

تا که من یادم هست

همه جا نکبت بود

خانه و مدرسه مان

دوستمان

سفره مان خالی بود

دستهامان بسیار

پدرم کارگر نانوایی است

جای شکرش باقی است

لا اقل نان داریم

تا که من یادم هست

گاه ماهی یک بار

او مرا بوسیده است

آنچه از بوسه او یادم هست

اثر سوزن ریش

بوی سم سیگار

بهترین دلخوشیم

رادیو یک موجی است

که یکی داد به من

در ازای .....

بگذر

تا که من دلگیرم

او مرا دمساز است

یا دم آمد قبلا



" گفته بود از بوسنی

این برادرها و خواهران دینی

هان مسلمان هستند

ما مسلمان هستیم

دینشان گردن ماست "



باز هم شرمنده

باز از مرحله پرت افتادم

داشتم می گفتم

خانه مان ، خانه که نه

یک اتاق رهنی است

من نمی دانم چند

در حیاتش حوضی است

شیر آبی آنجاست

دور تا دور اتاق

در اتاق بغلی

پسری شیطان هست

نه !

خود شیطان است

هرزه و خیره و چشمش نا پاک

نشئه از بنگ و حشیش و تریاک

بگذریم

گفتنش آسان نیست

یک موالی هم هست

آن طرف کنج حیاط

که برای قضای حاجت

در صفی از زن و مرد

صبح ها می ایستیم

از جهاتی این هم

عین تمرین دموکراسی هست

باز دلگیر شدم

همدمم باز کجاست

شانس من اخبار است



" در فلسطین امروز

شیخ حسن باز ترور گردیده

جان سالم در برد

دو نفر هم دیروز

کشته با تیر شدند

هان مسلمان هستند

ما مسلمان هستیم

دینشان گردن ماست "

"

باز معذور بدار

باز پرت افتادم

مادرم رخت کسان می شوید

جامه ی پاک خودش هم به نگاه آلودست

نگه خیره مردان پلید

او جوان است هنوز

گرد پیری به رخش ننشسته

پشت او گشته کمان

تا به یادش هستم

خاطرم آزردست

باز دلگیر شدم

رادیو محض خدا

بنواز آهنگی



" امروز عراق صحنه درگیری است

بصره و در اربیل

کوفه و کرب و بلا

کشته ها بسیارند

هان مسلمان هستند

ما مسلمان هستیم

دینشان گردن ماست "



وای بس کن دیگر

پاک از یادم رفت

چه می گفتم من

هان

امروز که خواهرم ترانه

وحشت زده و پریش احوال

در گوش دلم یواشکی گفت :

"دیشب که به خواب ناز بودم

وز بهر قضا پریدم از خواب

دست پدرم به قصد کشتن

بر گردن مادرم فشرده

وز بهر خلاص دست و پا زد

افسوس نبرد کاری از پیش

وقتی نفسش شماره افتاد

از کشتن مام منصرف گشت "

ای وای کجاست مام اکنون

خجلت زده گفتم اوست حمام

باری تو مشو پریش احوال

بهر تو به خواجه میزنم فال

بردار بیار رادیو را

کز یاد برم غم زمانه

چون گوش دهم دوباره می گفت



" از سوریه و دمشق و لبنان

از کابل و قند هار و افغان

هان مسلمان هستند

ما مسلمان هستیم

دینشان گردن ماست

meshkat
کاربر انجمن
کاربر انجمن

تعداد پستها : 14
امتیاز : 76418
تعداد تشکرهای انجام شده از این کاربر : 2
Join date : 2009-12-21

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: شعر آزاده از مشکوة توکل

پست من طرف فرزانه شیدا في الجمعة يناير 22, 2010 4:09 am

عجب شعری بود من بارها خوندمش واقعا زیبا بود دستتون درد نکنه مشکات عزیز من اینو در سایت جاودانه ها هم بااجازتون میزنم Neutral Neutral Neutral
با تشکر وسپاس study
سایت جاودانه ها:
http://javedane-ha.blogspot.com/2010/01/blog-post_22.html

فرزانه شیدا
آموزگار انجمن
آموزگار انجمن

تعداد پستها : 946
امتیاز : 78332
تعداد تشکرهای انجام شده از این کاربر : 164
Join date : 2009-12-17

خواندن مشخصات فردي http://fsheida.blogsky.com/

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد