ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

كساني كه Online هستند
در مجموع 1 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 1 مهمان

هيچ كدام

[ مُعاينة اللائحة بأكملها ]


بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 79 و در تاريخ الخميس ديسمبر 20, 2012 2:08 am بوده است.
المواضيع الأخيرة
» امتحانات دانش آموزان در سایر روزهای هفته برگزار شود
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:54 pm من طرف بهروز ستاری

» نتوانستیم برای اشتغال زندانیان برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:53 pm من طرف بهروز ستاری

» مجمع کشورهای صادرکننده گاز در محل اجلاس سران
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:51 pm من طرف بهروز ستاری

» مجال دادن به مردم در فعالیت های صحیح اسلامی
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:42 pm من طرف بهروز ستاری

» بدهی نظام سلامت را پرداخت می کنیم
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:41 pm من طرف بهروز ستاری

» هزار میلیارد تومان از بدهی بیمه ها به نظام سلامت پرداخت شود
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:40 pm من طرف بهروز ستاری

» برگزاری انتخاباتی پرشور در اسفند
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:39 pm من طرف بهروز ستاری

» عرضه بيمه نامه عتبات عاليات اربعين
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:38 pm من طرف بهروز ستاری

» نرخ تورم مناطق شهری را در دوازده ماه
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:17 pm من طرف بهروز ستاری

» مسابقات هندبال قهرمانی آسیا و انتخابی المپیک
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:17 pm من طرف بهروز ستاری

» لایحه ایجاد منطقه آزاد تجاری – صنعتی سیستان
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:16 pm من طرف بهروز ستاری

» تسريع در صدور رواديد زائران اربعين
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:15 pm من طرف بهروز ستاری

» بیست و هفتمین رییس مجلس ترکیه
الإثنين نوفمبر 23, 2015 1:53 pm من طرف بهروز ستاری

کتاب سرخ - مجموعه سخنان حکيم ارد بزرگ

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
فرزانه شیدا - 946
 
ژاله گلستان - 676
 
حسین رخشان فر - 409
 
parisa - 369
 
behnam - 335
 
سعیده خردمند - 306
 
Hamid Alipour - 277
 
بهروز ستاری - 240
 
مهین صابری - 238
 
asal vahidi - 229
 


راینر ماریا ریلکه

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

راینر ماریا ریلکه

پست من طرف nima في الأحد يناير 03, 2010 1:03 pm

راینر ماریا ریلکه (۴
دسامبر ۱۸۷۵ – ۲۹ دسامبر ۱۹۲۶) از مهم‌ترین شعرای قرن بیستم آلمانی زبان است.





آرامش


بعد از اینکه تمام روز باد می‌وزد
شب در آرامشی ابدی
چون نگاری رام در می‌رسد.


همه چیز آرام می‌شود، پاک...
نور و طلا در افق می‌انبارد
نقش برجسته‌ی زیبای ابرها.







انتظار



زندگی در حرکت آهسته
دل در جريانی معکوس
اميدی نصفه‌نيمه
در يک آن، بسيار و اندک.

قطاری که ناگاه
می‌ايستد بی‌هيچ ايستگاهی در حوالی
ژيغ‌ژيغ‌اش را می‌توان شنيد و
از خط بيرون رفتن کوپه را.

درب،
به عبث خيال می‌کنيم باد می وزد،
احساس می‌کنيم که چمن های رسيده را به جنبش در می‌آورد.
اين توقف،
چمن‌ها را در خيالمان ساخته‌است.







اندوه



همه‌چیزی دور است
و دیرزمانی‌است که رفته‌است.
خیال می کنم که ستاره‌ای
که بر فراز من چشمک می‌زند
یک میلیون سال است که مرده‌است.
خیال می‌کنم در ماشینی که گذشت
اشک‌هایی بود و جیزی موحش گفته شد.
ساعتی دست از تیک‌تاک در خانه بر داشت
در طول راه...
این حکایت کی آغاز شد؟
می‌خواهم از قلبم بیرون بپرم
و زیر آسمان بی شمار قدم بزنم.
می‌خواهم دعا کنم.
و بی‌شک از همه‌ی ستارگانی که دیرزمانی پیش،
نابود شدند
یکی هنوز زنده‌است.
گمان می کنم می دانم که کدامشان است.
کدامشان، در پایان نورافشانی خود در آسمان
چون شهری سفید برجای می‌ماند.

پرتره‌ی اندرونی



نه در من می‌مانی
به‌خاطر خاطرات،
نه مال منی
به‌خاطر قوت شيرين اشتياق

آن‌چه تو را حاضر می‌کند
آن انحراف سوزان‌است
که لطافتی کند
در خون من می‌پيمايد

نيازی ندارم
که پيدا‌شدن‌ات را ببينم
زاده‌شدن بسنده‌بود برایم
تا کمتر از دست‌ات بدهم.

قويی بر آب شنا می‌کند
احاطه‌شده در خويش
چون تصويری لغزان،
چنين‌است که در دقايق روشن
وجودی که بدو عشق می‌ورزيم
فضای مطلق است در حرکت
درست مثل اين قوی شناور
دو برابر شده،
نزديک‌تر می‌آيد
به روح رنج‌ديده‌ی ما
که به اين وجود
تصوير مواج
سعادت و شک را می‌افزايد

همه‌ی خداحافظی‌هايم گفته‌‌شده‌اند.
جدايی‌های بسيار
به آرامی ترسيم‌ام کرده‌اند از روزگار کودکی.
ولی دوباره برمی‌گردم و از نو آغاز می‌کنم
اين بازگشت دوباره نگاه مرا آزاد می‌کند

آن‌چه برای من مانده‌، از نو پرکردن آن است
و سرخوشی‌ام هيچ پشيمان نيست
از آن‌که عاشق چيزهايی‌است
که به اين غياب‌ها شباهت می‌برند
غياب‌هايی که ما را به عمل وا می‌دارند.

تنهايی



جدا افتادن و تنها شدن شبيه باران‌اند.
از روی اقيانوس‌ها بالا می‌رود به سوی غروب:
از روی دشت‌ها، چرخ‌زنان و دور،
بالا
به آسمان، خانه‌ی ديرين‌اش.

بر ما می‌بارد در آن ساعات چهچهه
وقتی خيابان‌ها صورت خود را به سوی صبح می‌گردانند
و وقتی دو تن که هيچ پيدا نکردند
ناکام و افسرده، دور خود می‌چرخند:
و وقتی دو تن که هم‌دگر را تحقير می‌کنند
مجبورند در يک رختخواب با هم بخوابند.

و در اين دم است که تنهايی به رودها می‌رسد...





همسایه


ویولن غریب، چرا تعقیبم می‌کنی؟
در کدام شهرهای بیگانه‌
از شب‌های تنهایی‌‌ات سخن‌‌ سازکرده‌ای،
و از شب‌های تنهایی من.
تو را آیا صدها تن نواخته‌اند یا یک‌‌تن می‌نوازدت؟


در همه‌ی شهرهای بزرگ آیا،
هستند مردانی که شکنجه می‌شوند
و در یاسی ژرف،
حسرت رودخانه را می‌خورند، به‌خاطر تو.
و چرا آوازت همیشه به من می‌رسد؟


چرا من همیشه همسایه‌ی گم‌گشته‌گانی
هستم
که ناگزیر باید آواز بخوانند
و بگویند: سنگینی زیستن
بی‌‌نهایت از همه‌چیزی افزون‌تر است.










حلاوت آواز تو



چگونه می توانم روحم را در خودم نگه دارم
تا روح تو را لمس نکند؟
چگونه می توانم آن را چنان بالا بکشم، دور از تو، تا چیزهای
دیگر؟
می خواهم پناهش دهم، میان اشیای گمشده ی دور
در جاهای تاریک و خاموش
تا به پژواک اعماق تو نلرزد
حالا هر چیزی که ما را لمس می کند، تو را و مرا،
مثل آرشه ی ویولنی با هم می گیردمان
و از دو زه جداافتاده، یک صدا بیرون می آورد
از دل کدام ساز منتشر می شویم؟
و کدام نوازنده، ما را در دستهایش گرفته است؟
آه، شیرین ترین آواز.








پنجره‌ی من است این،
هم‌اینک آرام‌آرام از خواب برخاسته‌ام.
خیال آن به سرم بود که شناور شوم.
تا زندگانی‌ام به کدام اقصا می‌رسد
و شب از کجا آغاز می‌شود


همه‌چیزی را در این حوالی
می‌توانم که خودم بدانم
شفاف، چنان‌ که ژرفاهای کریستالی
تيره و خاموش.


حتی ستارگان را می‌توانم که در خود
نگاه دارم
دلم چه بی‌کرانه بر من رخ می‌نماید
چه مشتاقانه او را رها می‌کند تا باز برود.


و آن‌گاه، زیر فوران این رایحه‌ی بی‌پایان
چرا چنان چمنی وسیع می‌شوم
تاب می‌خورم
در این راه و در آن راه.


غرانم و هراسان
که شاید کسی فریادم را بشنود
و عزم کند که ناپدید شود
در دل حیاتی دیگر



محسن عمادی

nima
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن

تعداد پستها : 84
امتیاز : 76494
تعداد تشکرهای انجام شده از این کاربر : 32
Join date : 2009-12-17

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد