ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

كساني كه Online هستند
در مجموع 2 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 2 مهمان

هيچ كدام

[ مُعاينة اللائحة بأكملها ]


بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 79 و در تاريخ الخميس ديسمبر 20, 2012 2:08 am بوده است.
المواضيع الأخيرة
» امتحانات دانش آموزان در سایر روزهای هفته برگزار شود
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:54 pm من طرف بهروز ستاری

» نتوانستیم برای اشتغال زندانیان برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:53 pm من طرف بهروز ستاری

» مجمع کشورهای صادرکننده گاز در محل اجلاس سران
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:51 pm من طرف بهروز ستاری

» مجال دادن به مردم در فعالیت های صحیح اسلامی
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:42 pm من طرف بهروز ستاری

» بدهی نظام سلامت را پرداخت می کنیم
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:41 pm من طرف بهروز ستاری

» هزار میلیارد تومان از بدهی بیمه ها به نظام سلامت پرداخت شود
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:40 pm من طرف بهروز ستاری

» برگزاری انتخاباتی پرشور در اسفند
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:39 pm من طرف بهروز ستاری

» عرضه بيمه نامه عتبات عاليات اربعين
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:38 pm من طرف بهروز ستاری

» نرخ تورم مناطق شهری را در دوازده ماه
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:17 pm من طرف بهروز ستاری

» مسابقات هندبال قهرمانی آسیا و انتخابی المپیک
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:17 pm من طرف بهروز ستاری

» لایحه ایجاد منطقه آزاد تجاری – صنعتی سیستان
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:16 pm من طرف بهروز ستاری

» تسريع در صدور رواديد زائران اربعين
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:15 pm من طرف بهروز ستاری

» بیست و هفتمین رییس مجلس ترکیه
الإثنين نوفمبر 23, 2015 1:53 pm من طرف بهروز ستاری

کتاب سرخ - مجموعه سخنان حکيم ارد بزرگ

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
فرزانه شیدا - 946
 
ژاله گلستان - 676
 
حسین رخشان فر - 409
 
parisa - 369
 
behnam - 335
 
سعیده خردمند - 306
 
Hamid Alipour - 277
 
بهروز ستاری - 240
 
مهین صابری - 238
 
asal vahidi - 229
 


حق مسافر درسفر/ف.شیدا

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

حق مسافر درسفر/ف.شیدا

پست من طرف فرزانه شیدا في الأربعاء أبريل 28, 2010 10:18 am


چندروزیه این پا اون پا میکنم وهی دودودتا چهارتا ,که این مطلب رو براتون بنویسم یا نه اما آخر باین نتیجه رسیدم که هر نوع اطلاع دهی به مردم خودم وظیفه ی هر یک ازماست وباید در فکر بهبود اوضاع بود واگر هم ,همه ,همیشه سکوت کنن, هرگز چیزی درست نمیشه
درباب "حق وحقوق سفرِیک مسافر" مطالبی رو باید عنوان کنم که لازم به گفتنه
من بااجازتون بمدت یه ماه مسافرت بودم وشروع مسافرتم با خرید بلیط هواپیما از" ترکی شرئرورز " یاهمون هواپیمای ملی ترکیه بود وازاونجا که از نروژ به مقصد ایران هیچ هواپیما وپروازی بصورت مستقیم وجود نداره بناچار هربارمجبور میشم پرواز 5ساعته خودم رو بادر نظر گرفتن اینکه دوساعت زودتر در فرودگاه باید باشی وخوب زودترم باید راه بیافتی ودر بین راه هم با, تغییر ترانزیت ,با تعویض هواپیما... ,ساعت زیادی رو بین راه معطل بشم تا اینکه پرواز دوباره ای به سوی ایران داشته باشم وبه پشنهاد دکترم این سفر رو میکردم که مثلا برم برای استراحت!!!اونم چه استراحتی
خدمت شما عرض شود که چون مسافرتی با طول ساعت 14/15 ساعت بارسیدن به فرودگاهها وسرانجام خروج از فرودگاه امام خمینی بسوی تهران میشه تصمیم گرفتم پول بیشتری بپردازم که لااقل زمان کمتری رو در فرودگاه ترکیه معطل بشم وبا فاصله "یکساعت" به سوی ایران پروازی داشته باشم اما حساب اینجاش رو نکرده بودم که با "کشور ترکیه وهواپیمای ترکی"! طرفم
وممکنه برخلاف همه هواپیمائی های اروپائی بدون هماهنگ کردن هواپیما ها باهم وانتظار برای رسیدن مسافر دچار مشکلی بشم وازاونجا که دستم درد میکرد چمدونی رو که میشد بدنبال خودم بکشم به همراه نیاورده بودم وساکی دستی به همراه داشتم که پالتو ولوزام اضافه خودمو از هوای سرد داخل اون بزارم وداخل هوای گرم ایران بشم .
اما ازنروژ هواپیما با تاخیر نیمساعت پرواز کرد وبا تاخیر نیم ساعت هم در ترکیه نشست بااینوصف بنده همش نیم ساعت وقت داشتم از ترانزیت اولی بدومی برای چنج هواپیما برسم , از بخش کنترل رد شده و گیت خودمو پیدا کنم .درنتیجه سراسیمه ودوان دوان درحالی که لباس زیادی هم به نسبت هوای ترکیه به تن داشتم, خودمو به "گیت "رسوندم وبرخلاف تصورم ,دیدم خالیه با نگاه به تلوزیون متوجه شدم جای" گیت" عوض شده ومدام مینویسه:" آخرین خبر... یا اخرین اطلاع به مسافر" یا همون" لست کال" که مسافر بنده خدا هرجا هست باید خودشو سریعا برسونه به "گیت" یعنی محل پرواز هواپیما, دربدر شده بودم که این گیت کجاس
واز بس راهروهای بلند رو بدنبال شماره گیت دویده بودم دیگه حسابی خسته وآشفته شده بودم سرانجام دیدم در طبقه پائین شماره" گیت" مورد نظر من قرار داره وقتی پله های برقی رو دوتا دوتا طی کردم دیدم ته ته یه راهروی بلند" گیت من " قرار داره اگه در "دو ماراتون" شرکت کرده بودم بی شک برنده میشدم حالا شاید درمقام دوم سوم اما بالاخره دیگه.... مسئولین اون بخش از دور داد زدن : مسکو...مسکو میری؟؟؟ فریاد زدم نه ایران ....ایران ....
ورسیدم بهشون واونها هواپیمائی رو که داشت حرکت میکرد نشونم دادن وبا ناراحتی گفتن: اینه هواپیمای ایران !, دیر رسیدی و حرکت کرده...جلوی چشمم هواپیمائی که براش در "دو ماراتون" شرکت کرده بودم ,ازمن دور ودورترشد, از شدت ناامیدی وخستگی کیفمو ول کردم روی زمین ودرحالی که همچنان نفس نفس میزدم بهش نگاه کردمو یهو عصبانیتی ناشی از خستگی تمام وجودمو پر کرد وبه زبان انگلیسی فریاد زدم این دیگه چه برنامه ایه پرواز قبلی من نمیساعت دیر رسیده بدون هماهنگی پرواز دوم راه میافته و میره.. قانونا شما باید هماهنگ گنید که مسافر پروازش رو از دست نده نه اینکه اینجوری آدمو سرگردون کنید "گیت" هم تازه عوض کنید من نیمساعته کامله دارم میدوم مثلا پول بیشتر دادم که کمتر توی راه معطل شم حالا تکلیف من چیه ؟؟؟ ماموری ازترکیه که با خانواده ای ایرانی اونجا بود بمن گفت:, آروم باش ...آروم ..همراه من بیا ,این خانواده هم همین پروازشما رواز دست دادن واون اقای ایرانی که باخانوم وبچه ی کوچیکش روزگارمنو داشتن گفت 5 ساعته اینجام اما حالا جلو روم پروازما پرید و رفت
مامور ترکیه ای گفت: دنبالم بیا واین" دنبالم بیا همانا " ومامور ترکیه بنده رو بدون حتی کمترین کمک که لااقل ...کیف دستی منو بگیره ...فقط منوراه انداخت دنبال خودش , قانونا دراینجور مواقع, بخاطر حقی که از مسافر ضایع شده ومقصر اونهان نه مسافر , معمولا سعی میکنن هرجور میشه بهش کمک کنن ونزارن که اون بیش ازاین ناراحت و آشفته وازیت بشه بشه چراکه مسافر پول داده که سفر راحتی روبا یک شرکت هواپیمائی داشته باشه نه اینکه اینجوری سرگردون بشه ومنو که هنوز عرق ریزان ونفس نفس زنان دنبالش راه افتاده بودم از این طبقه به طبقه ی بالا درمسیری طولانی دنبال خودش کشید مسیری طولانی که با خستگی شدید من بعد یه پرواز واینهمه دویدن بدنبال اون, از هر راهی, طولانی تر بنظر میومد ... ومن از خستگی هی ازاونها عقب میافتادم
اخر دوباره برگشتم باز در جای اولم که باید مجدد ازاونجا باز ترانزیت عوض میکردم ...خلاصه اخرش منورسوند به بخش اطلاعات وسفارش منو کرد ورفت
منم به خانومی که دراون بخش نشسته بود با ناراحتی تمام وخستگی وعصبانیت بی انداره توضیح دادم که چی شده وپرسیدم اخه این چه شرکت هواپیمائیه که بدون هماهنگی با اینکه پرواز خودش از نروژ دیر راه افتاده مسافر رو اینجوری سرگردون میکنه وحالا دیگه این گیت عوض کردنتون چی بود اگرم اجباری بود چرا هماهنگ نشده بود که منهم به پروازم برسم واون گفت نگران نباش در پرواز بعدی شمارو جا میدیم
دقیقا همون شدکه نمیخواستم بشه
آخه من خودم میتونستم پرواز بعدی رواز نروژ تقاضا بدم ولی اینکار ونکردم که کمتر بین راه بمونم اما اخرش باز مجبور شدم ساعتها توی ترکیه متنظر هواپیمای بعدی بشم واز طرفی نگران خانوادم در دوطرف بودم که با رسیدن هواپیمای اولی چه حالی بهشون دست میده وچقدر هم طفلکیا درایران باید منتظر من بشند ودعا میکردم منتظرم نمونن وخودم تاکسی فرودگاه رو بگیرم وبرم خونه مادرم
خوب, گویا اینام سابقه داشتن چون خیلی عادی بااین جریان برخورد کردن وهمش میخواستن منو اروم کنن که نگران نباش ومن گفتم من برای اینکه زودتر به مقصد برسم حتی بلیط گرونتری خریدم اما نتیجه اش نه تنها خوب نبود بلکه خسارت وارد شده بمن دوچندان هم شد دیگه صرف نداشت جواب این موضوع رو بده چون باید خسارتش رو میداد وفقط گفت: اجازه بده بلیط بعدیت رو بنویسم منم خسته ترازاون بودذم که بخوام بیشتر پیگیر مسئله بشم
ولی حالا ازنو باید ترانزیت رو عوض میکردم و"گیت دوم" رو پیدا میکردم اشکم دراومده بود دیگه نا نداشتم این مسیر روادامه بدم, انقدر خسته بودم که نمیدونستم چطوری این راه رو برم وبخش بازرسی هم از شانس من که بغل همونجا بود وخلوت بود همچین که نوبت رفتن من شد,در عرض دودقیقه , نمیدونم ازکجا, باندازه یه پرواز ادم جلوش صف کشید! ای خداحالا اگه این هواپیمارو از دست میدادم دیگه نمیتونستم بلیط دیگه ای بگیرم درنتیجه هی با عذرخواهی ازاین واون که "من پروازم دیر میشه "خودمو جلو رسوندم وبرگشتم باز به طبقه ی بالاو باز همونراهروها و راه طولانی که دیگه تا عمر دارم ازش بیزارم واین اخرین باریه که با" ترکی شرئرورز" سفر کردم ...خلاصه
درگیت دوم هم دوستان "هم پرواز" ایرانی همگی با شنیدن ماجرای من میگفتن این هواپیمائی عادتشه که این بلاهارو سر مسافرین میاره یا در دقیقه ی اخر " گیت " عوض میکنه وهمه رو به دویدن میندازه وخیلی بی برنامه عمل میکنه وهمه رو اسیر میکنه.
خلاصه اخرمن با تاخیر4/تا5 ساعت بیشتراز موعد رسیدن اولم (که خانواده درایران از 12 شب تا ساعت دو منتظر من شده بودن وپرواز بی من رسید )اخرساعت 5 صبح رسیدم تهران سفری بیش از 17 ساعت که اصلا براش آمادگی جسمی وحتی روحی نداشتم وهمچنان دستی که درد میکرد دیگه از درد ذوق دوق میکرد وتمام وجودم دیگه درد میکرد ودلم واسه اینکه برم توی رختخواب غش کنم لک زده بود چون میدونستم بهش برسم از شدت خستگی اینهمه ساعت ,بیهوش هم میشم
حالا بیا وخسته ومونده بگرد دنبال چمدون!!! خدائی اشکم ازاین سفر دراومده بود
مسئول اون بخش درایران منو فرستاده ته یه راهرو دیگه درمسیری طولانی به بخشی دیگه ای در ته همون راهروومن از بخش ترانزیت دراومده با پدرم که خستگی از نگاهش میبارید راهی شدم اصلا یادم نمیاد چطور باهاش سلام وعلیک کردم فقظ شنیدم با نگرانی نگام کرد وگفت " چی شد دختر چرا انقدر دیر؟!!!
بالاخره به ته راهرو رسیدم واجازه برای ورود به ترانزیت اونجا رو گرفتم ازمیون مسافرین تازه رسیده وچمدونهاشون به سختی عبور کردم اما خدااااااااااااا بهم گفتن چرا فرستادنت اینجا؟! برگرد جای اول !هواپیمای ترکیه که همیشه ازاونجا میاد همونجام هم همه بارهای مسافرین میاد ...ای واییییییییییییییییی...مگه مسئولین اون بخش اینو نمیدونن که منو فرستادن اینهمه را اینور سالن؟؟از دست این آزار وازیتها واطلاع رسانیهای غلط اونم با مسافری خسته وداغون! خدای من ....باز وباز این راهرو طی کردنا تا بالاخره دوتا چمدونم رو که گوشه سالن افتاده بود دیدم و بدون اینکه کسی از باربرها باشه تا کمک کنه مجبور بودم بارهای سنگینم رو بلند کنم
پرسیدم کسی نیست بمن کمک کنه گفتن نه خانوم کارگرا جمع شدن وکسی نداریم کمکتون کنه... (حتی یه انسان؟! ...عجب!) و اینکار روخودتون باید بکنید , باین میگن شانس
اجازه هم نمیدادن پدرم بیاد توی سالن ومن با دستای دردناک بارم رو گذاشتم یه بار روی سبد و بار دوم گذاشتم پائین باز برای رد شدن از تلوزیون و بار سوم برای باز گذاشتنش رو سبد ممنون از اینهمه تماشای مامورین که واقعا زحمت کشیدن تا اخر منو برانداز کردن!! دیگه هیچ نا وجونی برام نمونده بود وتمام وجودم شدیدا درد میکرد وحسابی خسته شده بودم نه مِهر ترکی نه مِهر ایرانی اینجا هیچ کمکی به منه یوجبی نکرد که مسافرتی روکه کلی پول داده بودم و با عذاب رسیده بودم و خانوادم تا صبح درفرودگاه چشم براهی ونگرانی کشیدن وخبر نداشتن چرا درپرواز اول من نبودم وچه اتفاقی برام افتاده ورو به پایان برسونم
انگار نمیخواست این سفرهم تموم شه وحسابی از پا دراومده بودم وچند روزی بعد ازاون هم درایران ,حالم اصلا خوب نبود وتمام تنم درد میکرد
اما کاش این سفر با "ترکیش ئرورز|"به این ختم میشد... از این سو هم در ایران از شانس من پروازای اروپا کنسل شد و"علت اتشفشان ایسلند" بود ومن هرچی زنگ میزدیم به ترکیش ئرورز, مدام اشغال بود واخرش رفتیم به خود اونجا که غلغله ای بود وگفتن که: به ما روزانه خبر میدن که پرواز انجام میشه یانه وممکنه درترکیه موندگار بشید همسرم گفت اگه دیدی پرواز اصلا انجام نمیشه بلیط رو عقب بنداز... که اصلا نزاشتن حرفشم بزنیم حتی بااینکه راضی بودم مبلغی بروش بزارم .درحقیقت هیچکسی جواب درست حسابی به ادم نمیداد که ادم تکلیف خودشو بدونه که ایا پرو.از بالاخره به مقصد نروژ میرسه یانه یا ادم بلیط رو بسوزونه , بره, نره...گرفتاری شده بودم بااین هواپیمائی وکارکرد وعملکرد وکارمنداش.... شدیدا متاسف بودم وپشیمون که چرا ازاینجا بلیط تهیه کردم واین مشکلات به هیچ وجه با هیچ هشرکت هوائی دیگه برای ادم پیش نمیاد وراحت با اینترنت ویا تلفن آأم جواب همه سوالاتش رومیگیره اما خوب یادمون نره اینجا کار دست ایرانی عزیز بود که کارمند این شرکت هواپیماوی شده بود وطبق معمول رسیدن به خواسته ی ارباب رجوع بدون بیچاره کردنش مجاز نبود وباید حتما اشکش درمیومد تا قانونی عمل شده باشه !! درنتیجه تصمیم گرفتیم اگه پرواز ترکیه بسوی نروژ انجام نشد در داخل فرودگاه ترکیه مجدد بلیط تهران بخرم وبرگردم ومیون راه اسیر نشم اما از هر شرکتی بجز ترکیش ئروئرز!!!
این نگرانیها هم چندروزی دیگه ازسفر منو خراب کرد تا اخربعد از تقریبا یه ماه کمتری که درایران بودم ,بالاخره روز برگشت هم رسید...با هزار نگرانی که حالا دیگه بااین شرکت چی درانتظارمه وخدا انشالله بخیر کنه! ومنی که تجربه بدی ازاین شرکت داشتم ,همراه با دلهره شدیدی به سوی فرودگاه راه افتادم بخصوص که ترکی شرروئرز دفعات قبل هم در دم اخر" گیت " روعوض کرده بود ومنوخانواده ام رو دونده بود ,اینجا دوباره باربرها وکمکهائی که اون شب بهش نیاز داشتم نمیدونم چی شده بود دوباره در فرودگاه حاضربودن, اما جلوی درورودی به من لطف کردند و اجازه داده بودن کسی بامن داخل بیاد ودربار.چمدونام کمکم کنه درصف تحویل بار , اسباب خودمو دادم وبرای خداحافظی با خانواده به سالن اول برگشتم وپس ازخداحافظی به ترانزیت رفتم وگیت خودمو پیدا کردم با خانمی دراونجا اشنا شدم که پالتو ضخیمی پوشیده بود با تعجب پرسیدم توی این گرما چطور اینو تحمل میکنی
گفت قصه داره... وتعریف کرد که پائین دربخش چمئدونا اقائی ایرانی کارمند ترکیش ئرورز که چمدونها رو تحویل میگرفت دراین بخش بود که بدجوری بایشون گیر داده بود حتی از یه مثقال هم از سنگینی بارش نگذشته بود وهمش بهش میگفته که نمیزاره یذره اضافه بار ببره وباید حتما اضافه بار پرداخت کنه همین بلا رو شخصی پارسال سرخواهر من آورده بود واونم حاضر نشد اضافه بار بده واسبابش رو برگردوند به خانواده ام در ایران که ببرن خونه وفکرکنمم این اتاقا همون اقا باشه وخلاصه اون خانم هم گفت که انقدر باعث ناراحتیم شد که از خیر بیشترین وسائلم گذشتم وبایشون گفتم کوفتم به تو مفتخور نمیدم وتمام اثاثم رو خالی کردم واسه بابای پیرمردم که هنوز داشت از زمین جمع میکرد ونمیدونست چه جوری وبا چی وسائل منو ببره به خونه_(موندم اینهمه آزار و ازیت مسافرین برای چیه !*که دردنیا نظیر نداره!!) وایشون هم انقدر طرف خسته وعصبی بود که همینجور بدوبیراه نثاراون اقای هموطن میکرد که کلی لطفِ" هموطن بودن " رو درشروع سفر وخروج از ایران به هموظن خودش بجا اورده بودوچنان اعصابی ازاین خانوم بهم ریخته بود که نمیتونست اروم بگیره وهمینجور نگران پدرپیرش بود که چه جوری باراونو میخواد ببره منزل. منم براش ماجرای سفر اول خودمو تعریف کردم... بالاخره زمان پروزا رسید درست موقع دخول به هواپیما همون اقا که اون خانوم رو ازیت کرده بود جلوی ورود منو بداخل هواپیما گرفت بااین عنوان که بار شما سنگینه باید اضافه بار بپردازی منم حدس زدم این اقا همون اقا باید باشه که داره خودشو میکشه ازمردم اضافه بار بگیره وازاونجا که فقط هم بیشتر به خانوما گیر میداد بارمو تا دم صورتم اوردم بالا وگفتم این سنگینه که من با یه وجب قدم تا دم صورتم میارم؟ یا فقط خوشت میاد اضافه بار بگیری؟
با جدیت گفت:" شما باجون مردم بازی کردی"!!! گفتم :ا؟؟ جدی میفرمائید؟؟ پس فقط اگه من پول بدم "همین بقول شما" ,« بار سنگین »رو میتونم توی هواپیما ببرم ودیگه اونوقت «جون مردمم» درخطر نیست؟؟؟؟!! خیلی جالبه والله! و اونوقت همه مشافرین درامنیت جانی بسر میبرند؟؟ چون شما پول امنیت جانی مردم رو ازمن گرفتید؟؟؟!!!!بفرمائید پول میخواید و«جون مردم» اینوسط مطرح نیست ضمنا شما باید اون پائین از بار من ایراد میگرفتید نه اینجا دم هواپیما که من کسیو ندارم اضافه بازموبدم ببره
گفت حالا اضافه بار میدی یادت نمیره دیگه بار سنگین نبری توی هواپیما! گفتم من یکریال هم پرداخت نمیکنم شما هم حق نداری بیجهت وبی موقع مزاحم مسافر بشی مردم سفر میکنن وانتظار دارن با شرکتی که ازش بلیط خریدند سفر خوب وارومی داشته باشن نه اینکه همه جوره باعث ناراحتی وآشفتگی ادم بشید وبعدم توقع داشته باشید که ادم بهتون بااینهمه ناراحتی که تولید کردید پول هم بده یا فردا مجدد با شرکت امثال شما ها سفر کنه ؟؟ ولطفا شما هم اسمت رو بمن بده تا من با ترکی شرورز تکلیفمو روشن کنم چونکه من پول دادم یه سفر راحت داشته باشم نه اینکه مداومم با مشکلاتی مثه شما روبرو شم , با اعصابم بازی شده روزم خراب شده سفرم هر دوبار به گند کشیده شده , درحالیکه اگر با هر یک از هواپیمائیهای دیگه میومدم نصف این بدبختی رو نداشتم که بااین هواپیمائی داشتم وبخاطر مزاحمتی که برام بی جهت تولید کردی وهدفت فقط پوله ازتون شکایت میکنم هم ازشما هم ازخود هواپیمائی
گفت کاری نکن که پروازت رو هم ازت بگیرم گفتم تهدید نکن و کاری نکن که باعث شم بیکارشی اگه راست میگی حتما اسمت روبده !! شدت عصبانیتم هر لحظه اوج میگرفت ومسافرا یکی یکی از بغل من ردمیشدن وباون اقا سرتکون میدادن وبمن دلداریی میدادن که خانوم خودتو ناراحت نکن ایران همینه!! منم که از تهدیدش شاخ دراورده بودم گفت منو از پروازم بندازی ههه ...,میدونی چیه من اصلا منصرف شدم واصلا دلم نمیخواد سفر ی با این پرواز و باین هواپیمائی داشته باشم ساکمو بده میخوام برگردم و تکلیفمو با شما واین هواپیمائی روشن میکنم اونم نه از اینجا ازاونور که دستت بیاد چه خبره شما نمیدونی انگار که اصلا حق نداری اینجوری باعث ناراحتی من یا دیگر مسافرین بشی یاانگار فکر کردی پرواز اولمه یا من از حق وحقوقم بیخبرم که اینطور رفتار میکنی وفکر میکنی منم مثه بقیه صدام درنمیاد من تکلیفمو بخصوص با تو باید روشن کنم اسمت رو بده ... چندتا مسافررواینجوری بی جهت ازشون اضافه بار گرفتین؟اما خیال کردین منونمیتونی چون من واسه این مزاحمت واسه این رفتار این ناراحتی که برام تولید کردین ازشما وشرکت شما شکایت میکنم اسمت رو بده ...اما اون دستش رو گذاشته بود روی اسمش
ازونور اقای دیگه ای که همکار ایشون بود هی بایشون میگفت بزار این خانوم بره تو ازیتش نکن وجالب بودکه اون اقاهم بیشتر به خانومای جوون گیر میداد وهمه هم حالشو جا میاوردن اما ازرو نمیرفت وبالاخره دنبال یکی میگشت جریمه اش کنه انگار آزار داشتیا شایدم با خودش مشکل داشت به خانومی گفت بار شمام سنگینه اون کفت بارمو کشیدم 8 کیلوست توشم لپتاپمه درمیارم میگیرم دستم اونوقت میتونی جریمه ام کنی ورفت داخل! !این وسط یه اقای مظلوم دیگه ای رو هم ای آقا گرفت, معمولا وقتی میخوان حال کسیو بگیرن میرن سراغ مظلوما که نیمتونن از حقشون دفاع کنن اما درمورد من یکی بدجوریاشتباه کرده بود تازه اون آقا ساکش ازساک منهم کوچکتر بود و همین اقا مظلوم بنده خدا هی بمن میگفت عصبانی نشو خانم یه" تک "برات میزنن پولشو میدی!! گفتم همین دیگه! کی گفته من پول میدم ؟موضوع دقیقا اینه که من پول زور به کسی نمیدم این اقارم بیکار میکنم تا دیگه مزاحم کسی در سفر نشه هنوز نفهمیده با کی طرفه .
بنده خدا اون اقا رو جریمه کردن وروی چمدونش "تک" جریمه رو چسبوندن و گذاشتن بره تو! من به اون اقا گفتم هنوز نمیدونی سربسر کی داری میزاری وقتی بیکار شدی یادت بیاد ازطرف من بود فقط من برسم اونور ازاین هواپیمائی ,وازشما شکایت میکنم بخصوص که بیمار هستم وبرای استراحت اومدم پیش خانوادم (جان خودم...چقدرم استراحت کردیم درایران!)...و نباید اینهمه با اعصاب من بازی میشد ونباید اینهمه تا اخرین مسافر منو سرپا نگه میداشتید خسارتشم ازتون میگیرم که با منکه حال مساعدیم ندارم, اینطور رفتار کردید ومسافر رو اینهمه ناراحت میکنید و
اینم اخرین بارم باشه بااین پرواز اومدم وبه اقای دیگه ای که جریمه رو بدستور ایشون مینوشت واقای خوبی بنظر میومد گفتم لطف کن سریع تر جریمه رو بنویس من کمرم درد میکنه نمیتونم ونباید زیاد سرپا بایستم تا منهم این جریمه رو ببرم اونور تکلیفمو با با این اقا واین هواپیمائی روشن کنم
پرواز باید انجام میشد واینا منو وهواپیمارو معطل کرده بودن واسه همین اون اقا به دوست همکارش گفت بزار بره ... وبمن گفت :با بی احترامی: برو تو !نمیخواد جریمه بدی ولی خانوم دیگه کسیو تهدید نکن! ....(عجبا بچه پرروئیه ها!! ) منم گفتم" من باشما ها کار دارم ,خیال کردین که همینجوری الکیه که مسافررو اینطور ناراحت کنید وتازه بعد دوساعت بی جهت سرپا نگه داشتن بمن بگی برو توُ؟؟من باهاتون کار دارم , باشه فقط برسم اونور واین بار اخرم که بااین پرواز سفر کردم.
اومدم داخل وجامو ردیف کردم که باهمون خانوم بشینم که دوست امروز منهم هستند وازدوستان ایرانی مقیم ایرلند وهمچنان ازهم خبر داریم. و چون ایشون میرفتند به ایرلند واشنا به فرودگاه ترکیه نبودند درنتیجه بین ما قرار شده بود که من بخش تعویض ترانزیت رودر ترکیه بهشون نشون بدم وهردو نگران این بودیم که ایا پروازهای اروپائی بالاخره با جریان اتشفشان که تا مارو دید غلغلش واتیشش راه افتاد ,انجام میشه که برگردیم سر خونه زندگیمون یانه وهردو از ایرانِ مهربان وفرودگاهش وآدمای مهربونش "خاطره ای بسی زیبا" که خدمتتون تعریف شد !باخودمون اوردیم اما یه چیز رو به این خانم با خنده گفتم واون اینکه : ازهمه چی بگذریم خانومی,من تلافی تو وخواهرمو هم سر این اقا در اوردم ...پس دلت خنک شه وزیاد ناراحت نباش!!! تااون باشه دیگه از این غلطا نکنه ... واین تنها جائی بود که دوتائی یکم خندیدیم.
اماامید م اینه که : دیگه هرگز گذرم نه به ترکی شرورز نیافته نه حتی بخود ایران
که به هزار وصد دلیلی دیگه ای که نمیگم ونگم بهتره , قصد برگشت بایران رو هم دیگه هرگز ندارم از بس مسئولان در بخش ,بخش ایران همینجوری مهرو محبتی دیدم که به هموطن دارن تا هموطن مقیم خارج هم تا ابد توبه کنه که اونوری بیاد وترجیح بده غریب باشه اما در مملکت خودش نباشه که مثلا وطنشه .صد رحمت به نامسلمون که انسانیتش تعریف و گفتن داره ,چه برسه شهروند بودنش و...که از هرکدوم خوبیاش که بگی میبنی بااینکه میونشون غریبی اما حداقل حرمت داری وکسی بخودش اجازه نمیده اینطور باعث ناراحتی تو بشه یا مزاحم تو یا به ناحقی بخواد حقوقت رو ضایع کنه وهرکی حداقل وظیفه ی خودشو درمقابل دیگری میدونه حالاحتی اگر نشسته در اتوبوس باشه. چه برسه در مکانهای عمومیواداری وکاری و... غیره که نهایت احترام رو بهم میزارن وبی جهت برای کسی تولید ناراحتی نمیکنن.
اما در ایران هیچ چیز اونطور که باید از سوی شهروند, کارمند ,و.... دیگران رعایت نمیشه تا جائی که حق وحقوق مسافر توسط یه کارمند ساده اینطور پایمال میشه بااین وصف دیگه چطور توقع دارید که در دیگر موارد , زندگی ارومی داشته باشید که حق قانونی هر انسان در زندگیشه که یک زندگی آروم بدون تشویش بدون مزاحمت دیگران داشته باشه. اما اینو باید بگم که این وظیفه فرد فرد ماست که بریم دنبال حقوق انسانیمون واین حقوق از خرید یه بلیط هواپیما شروع میشه تا تک تک کارائی که روزانه درهر اداره ومحلی انجام میدیم ونزاریم هر ادم عوضی وعقده ای ای چون این اقا در فرودگاه, اینطور با روح واعصاب دیگران بازی کنه وبرخلاف قانون با شما مواجه بشه ونه تنها دراینجا که فرودگاه بود بلکه امثال اینا درهمه ی مکانهای مهم انقدر زیاد بود که من هرجا رفتم جز تاسف برایران وایرانی برروزائی که مجبورید با یه مشت آدم عقده ای سرکنید چیزی نداشتم بگم من بشخصه ازحق خودم دفاع کردم ومطمئنبتاشید اگر بار من سنگین بود وحقم بود که جریمه شم این اقا به هیچ وجه نمیزاشت من با بارم برم تو واگه حرف حق بود وجون مردم درخطر بود باید حتما بار منو نمیزاشت واردد هواپیما بشه منم دراینصورت هیچ شکایتی نمیکردم چراکه هدف بازی کردن با جون دیگران نبوده نیست اما وقتی میگه پول بدی وجریمه بشی یادت نمیره خطاکنی یعنی چی یعنی اسم بردن از "جون مسافر"فقط به فقط بهانه اس اونهم برای اینکه بتونه ارت پولی تیغ بزنه اون اقای که گرفته بودنش پول زور رو مجبور شد درپرواز بعدیش درفرودگاه بعدی بده اما من معذرت میخوام خیلی ببخشید ولی کوفت هم به ادم مفت خور نمیدم چه برسه پول ناحق! وازحقم دفاع میکنم.
درباب شماهم این خود شمائید که اجازه میدید دیگران باهاتون اینطور برخورد کنن ولی اگه دوبار جلوی امثال این اقا دربیائیدوقتی ببینه از حقوق خودتون آگاه هستید ومیتونید از ایشون بعنوان اینکه بی جهت مزاحم مسافر شدند شکایت کنید ,نه تنها جرات نمیکنه جریمه تون کنه چون ازاول حقشو نداشت , بلکه حتی بخودش اجازه نمیده جز احترام در مقابل شما حرف اضافه ای هم بزنه ووقتی موقعیت کاری خودشو درخطر ببینه دیگه جرات نمیکنه اینکارو تکرار کنه وشک دارم این اقا ازاین ببعد بخودش اجازه بده که مزاحم مسافری بشه چون من خوب حالشو جا اوردم تا خیال نکنه هرغلطی دلش میخواد میتونه دراسم کارمند ترکیش ئروزر یا هر اداره وشرکت وسازمان دیگه ای بکنه چراکه کارمند هم وظایفی درمقابل ارباب رجوع داره منتها انقدر اینکارو تکرار کرده وهمه بهش احترام گذاشتن وحرفشو خوندن که خیال کرده کسیه وعقده ی قدرت باعث شده هرروز خودشو بیشترمهم تصور کنه اما دوتا مثه من پیدا بشه که به حقش آشنا باشه واجازه نده این اقا دور برداره اونوقت اینجور ادما میشینن سرجاشون حق حقه و احدی هم حق نداره حق دیگری رو درهر مقامی که هست ضایع کنه
این مائیم که باید درهرمکان وهر اداره ای کسانی رو سرجاشون بشونیم که باعث میشن هم کارها عقب بیافته هم بعلت دردهای روحی وکمبودهای روانی خودشون مشکلات عظیمی درجامعه چه در روابط متقابل واجتماعی چه درانجام کار متقاضی, شهروند وارباب رجوع , مسافر و...تولید میکنن باامثال اینها کوتاه نیائید وقبل ازهرکاری که شروع میکنید اول اگاه به حق وحقوقتون دراون زمینه باشید که دیگران از ندانستن شما سواستفاده نکنن این چیزیه که درکل اروپا روزانه به مردم یاد داده میشه که چطور با امور مربوط بخودشون اشنا شن ونگذارند حقی ازشون ظایع بشه
ممنون که وقت صرف کردید واین متن طولانی رو خونیدید این دردودل سفر نبود این اگاهی دادن بدوستانی بود که باامثال این اقا ر.وبرو میشن وزیر بار حرف زور پولی رو پرداخت میکنن که حق نیست پرداخت بشه وازجیبتون بره وقتیکه این پول میتونه اثری سودمند درزندگی ادم وحتی دیگران داشته باشه به جای اینکه به ادمی پرداخت بشه که حتی توی جیب خودشم نمیره بلکه فقط عقده خود بزرگ ببینی داره وخیال کرده واسه خودش کسیه اگه ترکیه بعنوان مامور استخدامش کرده اما حتی ترکیه هم بفهمه کارمندی باعث میشه یه مسافر مثه من دیگه هرگز بلیطش رو نخره این اقفا رو بیرون میکنه تا مسافرین ومشتریان خودش رو از دست نده کماااینکه اداره جات ایرانم با کارمندی روبرو بشن که ناراحتی ارباب رجوع رو فراهم کنه بیرونش میکنه یا لااقل تمتام دنیا اینکارو میکنه واقا رو هم میفرسته پیش روانشناس ببینه دردش چیه که با سربسر مردم گذاشتن میخواد ارومش کنه .من براحتی میتونم با تنظیم شمایت هم این اقا رو ازاینکار بیکار کنم هم خسارتم رو از این هواپیمائی بگیرم اما همسرم بمن گفت ببخش وبگذر اما دیگه بااین هواپیما هرگز خانواده من به هیچ کجا سفر نخواهد کرد.وبدوستانمم سفارش میکنم با هواپیمائی ای که برنامه درستی درپرواز نداره سفر نکنید .وهیمن اثری که بروی من گذاشتن خودش ضرریه به هواپیمائی که نه من نه خانواده ام چه دراینجا چه در دیگر نقاط دنیا چه ایران که حدوده 30 تاوی میشیم ,واین به معنی از دست دادن30 تا مسافر برای این هواپیمائی اما هیچکدوم ما با این تفاضیل وبلائی که سرمن اومد دیگه هرگز ازاین هواپیمائی استفاده نمیکنیم چرا که
آزموده را دوباره آزمودن خطاست
وبار اولشون نبود که اینطور مسافر رو ازیت کردن
وازمن به شما هم نصیحت , حق وحقوق خودتون رو بشناسید وازش درمقابل اینگونه ادمها دفاع کنید این وظیفه فردی وملی هر انسانیه.
روزوشبتون تا همیشه بخیر وخوشی باشه انشالله


اين مطلب آخرين بار توسط فرزانه شیدا در الخميس أبريل 29, 2010 11:10 am ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
avatar
فرزانه شیدا
آموزگار انجمن
آموزگار انجمن

تعداد پستها : 946
امتیاز : 88802
تعداد تشکرهای انجام شده از این کاربر : 164
Join date : 2009-12-17

خواندن مشخصات فردي http://fsheida.blogsky.com/

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: حق مسافر درسفر/ف.شیدا

پست من طرف smattoori في الخميس أبريل 29, 2010 8:22 am

سلام خانم شيدا

ايران آمديد ورفتيد خوب با توجه به دردسرهايي كه گفتيد جاي گله نمي ماند ودر مورد گرفتن حق بايد در ايران سماجت كرد وشكي نيست چون واقعا هركسي يا حقش را نميداند ويابه درستي از آن دفاع نميكند.

مهرگان باشيد.
avatar
smattoori
عضو ارشد انجمن صدای اندیشه ی مانا
عضو ارشد انجمن صدای اندیشه ی مانا

تعداد پستها : 179
امتیاز : 87337
تعداد تشکرهای انجام شده از این کاربر : 75
Join date : 2009-12-18
آدرس پستي : smattoori@yahoo.com

خواندن مشخصات فردي http://mehreganiran.blogfa.com/

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد