ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

كساني كه Online هستند
در مجموع 2 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 2 مهمان

هيچ كدام

[ مُعاينة اللائحة بأكملها ]


بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 79 و در تاريخ الخميس ديسمبر 20, 2012 2:08 am بوده است.
المواضيع الأخيرة
» امتحانات دانش آموزان در سایر روزهای هفته برگزار شود
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:54 pm من طرف بهروز ستاری

» نتوانستیم برای اشتغال زندانیان برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:53 pm من طرف بهروز ستاری

» مجمع کشورهای صادرکننده گاز در محل اجلاس سران
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:51 pm من طرف بهروز ستاری

» مجال دادن به مردم در فعالیت های صحیح اسلامی
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:42 pm من طرف بهروز ستاری

» بدهی نظام سلامت را پرداخت می کنیم
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:41 pm من طرف بهروز ستاری

» هزار میلیارد تومان از بدهی بیمه ها به نظام سلامت پرداخت شود
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:40 pm من طرف بهروز ستاری

» برگزاری انتخاباتی پرشور در اسفند
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:39 pm من طرف بهروز ستاری

» عرضه بيمه نامه عتبات عاليات اربعين
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:38 pm من طرف بهروز ستاری

» نرخ تورم مناطق شهری را در دوازده ماه
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:17 pm من طرف بهروز ستاری

» مسابقات هندبال قهرمانی آسیا و انتخابی المپیک
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:17 pm من طرف بهروز ستاری

» لایحه ایجاد منطقه آزاد تجاری – صنعتی سیستان
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:16 pm من طرف بهروز ستاری

» تسريع در صدور رواديد زائران اربعين
الإثنين نوفمبر 23, 2015 3:15 pm من طرف بهروز ستاری

» بیست و هفتمین رییس مجلس ترکیه
الإثنين نوفمبر 23, 2015 1:53 pm من طرف بهروز ستاری

کتاب سرخ - مجموعه سخنان حکيم ارد بزرگ

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
فرزانه شیدا - 946
 
ژاله گلستان - 676
 
حسین رخشان فر - 409
 
parisa - 369
 
behnam - 335
 
سعیده خردمند - 306
 
Hamid Alipour - 277
 
بهروز ستاری - 240
 
مهین صابری - 238
 
asal vahidi - 229
 


22 چهارپاره (13)

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

22 چهارپاره (13)

پست من طرف حسین رخشان فر في الأحد مارس 28, 2010 5:09 pm




خدا

از بس که بود محصور در نقش تو چشمانم
هر کس که شود سویم ناگاه تو اش خوانم
حیران شوم اندر تواز نالۀ مرغی گاه
در برگ درختی گاه مبهوت تومی مانم
*
ای یاسر میسور من از یَسر بری
ای آن که به حق ز جمله احباب سری
نزد تو کجا گفت توان از ناحق
شیری تو که هر که را ببینی بدری
*
خواهم امروز دگر بار ببینم رخ دوست
گر چه ای دوست به هر کار اندازه نکوست
گرچه اندازۀ ما ذره و از ذره کم است
دل ما بحر بحور است چو عشق تو در اوست
*
آن حرف که کس نشنودش گفتن چیست ؟
آن کار که ارجش ننهند کردن چیست ؟
بیمار چو غافل بود از علت خویش
خود نسخۀ اعجاز ورا بستن چیست ؟
*
امشب کجایی که دلم در هوای توست
تا صبحدم دم من مبتلای توست
هر لحظه انتظار که می آیی از درم
خواب و خورم همه دم وای وای توست
*
سحر گه بود و درآغوش مویت
دلم له می شد و جان محو رویت
تمام هستی ام مملو ز بویت
هوای دل هوای گفتگویت
*

از غم هجر تو مه تا به سحر می سوزم
ماجرا چیست چرا چون شب تا راست روزم
یا در آی از در و از محبس غم برهانم
یا ستان جان و به آخر ببر آه و سوزم
*
دل بیمار مرا کیست که درمان کندش
عشق جانان مرا شهرۀ دوران کندش
کیست فهمد ز مغا کم به سما آورد عشق
بوی عشقم دلکش جوید و جویان کندش
*
در شب تار من ای ماه تو تابیدی باز
در دل خسته ام از مهر تو خوابیدی باز
با من دلشدۀ بی کس بی همدم تار
توفقط آمدی و رفتی و مانیدی باز
*
یکدم ز درد عشقت دل در امان نباشد
کار دل از فراقت غیر از فغان نباشد
حالیست حال این دل کاندر بیان نباشد
تنها تو دانیش تو کز تو نهان نباشد
*
شب و روزم همه در فکر تو مه می گذرد
همه در فکر تو این فکر تبه می گذرد
ما گدای تو و تو شاه جهانی ملکا
به گدایان چه برد آنچه به شه می گذرد ؟
*
تا سحر گاه خیال من و رخسار تو ماه
می سپارد دل و جان را به دو صد ناله و آه
حاجت آورده و حسرت ببریم از در گاه
تا کجا کی برسد رخصت پابوسی شاه
*
شبم تار است و روزم تارتر نیز
شود هر دم دلم افگارتر نیز
اگرچه دمبدم از دل برم زنگ
شده است از پیش پر زنگار تر نیز
*
خواهم که کنم سینۀ خود چاک و برون آورم این دل
خود نیست دگر این دل من دل ، شده چون موج به ساحل
بر جان و تن و روح و روانم زند آتش ز فراقت
هر لحظه ترا جوید و از پند منش هیچ نه حاصل
*
ناگه از در می رسی ناگه تر از بر می روی
از چه رو می آیی از چه ای مقدر می روی؟
آمدت هستنیست را می شوید از هستی من
رفتنت جان می برد چون ای فرافر می روی
*
ای بر من در من همه دم با من باش
ای روح من ای جان همه دم با تن باش
دل دانۀ پاک است به لطفش در یاب
این دانه چو بی تاست ورا خرمن باش

02 / 06 / 1384
*
از آنچه بود بگذر بر اینچه هست بنگر
تا عشق آید از در سازد رهایت از مر
گردی رها ز هر مر وحدت شوی سراسر
بینی مست در آذر زر شد ز کیمیاگر
*

آن به خود رسیدنم جشن تمام هست بود
هستنیست مات من نیستهست مست بود
چشم سیاه دلبرم جام می الست بود
بادۀ ناب جان من بحر ضیاء هست بود
*
شکر ایزد که مه ما به سلامت دارد
عمر ما کاش سر عمر شما بگذارد
که شما نور خدائید خدا حافظتان
کاش صدقۀ رختان جان مرا بشمارد
*
ترا می خواهم و جز تو دگر هیچ
چنان غرق تو ام کز خود خبر هیچ
چنان مغروغم اندر بحر عشقت
که تا محشر مرا از تو مفر هیچ
*
قلم زیبا و مضمون خاطر آزار !
به مضمون طرب انگیز روی آر !
میاور نامِ غیر از خوش به لب یار !
که آب از آب زاید نار از نار !

*
بسترم از آه تن بوست دمادم تب زده است
جان حیرانم ز هجرانت غریبی شب زده است
این دل دمخورد ما را نیست دیگر مشتری
هم مگر خود مشتری باشی که از تو لب زده است

شکر


حسین رخشان فر
یار دلسوز انجمن
یار دلسوز انجمن

تعداد پستها : 409
امتیاز : 76744
تعداد تشکرهای انجام شده از این کاربر : 43
Join date : 2010-01-15
Age : 46

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد